آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

287.وروجک مامان :*

1392/10/24 21:01
نویسنده : مامان آرام
778 بازدید
اشتراک گذاری

بابا از سر کار که میاد یه سینی پر میوه میکنه میشینیم با هم میخوریم :) بعد مثلا پرتقال پوست میکنه نصف مال خودش یه پر به تو میدیم و بقیه ش مال من ... دیروز یه پر داد بهت بقیه شم داد دستت که بدی به من ... اومدی اون یه پر رو میگرفتی جلوی من تا بردارم :دی هی بابا میگفت اون یکی دستت! خیلی بانمک میخندیدی و دستت رو قایم میکردی :*

بابا که میرسه خونه از صدای اسانسور که وایمیسه میفهمی بابائه و میدویی جلوی در :) امروز صبح زود بیدار شدی منم شدید خوابم میومد از جام بلند نشدم ... هی اومدی دستمو کشیدی تحویلت نگرفتم یه دفعه صدای اسانسور اومد انقدر بانمک دست منو ول کردی دویدی جلوی در با یه حالت بامزه گفتی بابا :* انگار داشتی میگفتی نمیای نیا بابا اومد خخخخ ولی ضایع شدی و باز برگشتی پیش من :)))))

آهان راستی کتاب میاری که بخونیم میگی : بِخ :*

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

ainaz
24 دی 92 17:16
شیطوووووووون بلاااااا. داری دور میزنی مامانوووووو
مامان آرام
پاسخ
آره خاله میبینی شیطون رو
تهمین.
24 دی 92 21:26
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ عزیزمممممممممممم خاله دستت درد نکنه بابت بعضا ! ولی نامرد از مو بلندیش نذاشتی واسم که شوکه شدم زلفاشو دیدم به مولا تازشم فرناز راس میگه !! خونه نو مبارک ...ماشین نو مبارک
مامان آرام
پاسخ
بابا موهاش پریشون میشه این شکلی میشه فردا میبرم کوتاهش میکنم تازشممممم خاله ما همه چیمون نوئ نوئهههه خخخخخخ
ainaz
24 دی 92 22:33
از دستتوووووووووووووووووووون مردم از خنده تهمین جون لباسای آمیتیس کادو نبود ماآنه آرام گرفته بود از اینجا amitis-shop.blogfa.com facebook.com/amitisshop
تهمین.
25 دی 92 17:36
با تشکر از خاله ایناز که خاله ما هم شده
مامان آرام
پاسخ
الان من چه پاسخی بدم خوووو خخخخخ
فرناز
30 دی 92 22:46
هاااااا الان داری به چی میخندی الان آیناز خانوم